قطعاتی بی‌کلام برای گروه نوازی

10 ژانویه 2018
بدون نظر

کتاب “سیزده قطعه بی‌کلام برای گروه نوازی” اثر حمید بهروزی‌نیا رونمایی می‌شود.

حمید بهروزی نیا – آهنگساز و نوازنده – در گفت‌وگو با ایسنا درباره این کتاب توضیح داد: من تقریبا دو سال مشغول نوشتن این کتاب بودم. گروه‌های موسیقی ایرانی در بدو تشکیل خود به آثار بی کلام در دستگاه‌های مختلف احتیاج دارند، ایده این کار از آنجایی به ذهنم رسید که چند بار دیدم گروه‌های دیگر آثار بدون کلام من را اجرا می‌کنند و به دلیل اینکه نت این آثار را در اختیار نداشتند، در برخی موارد اشتباه می‌نواختند بنابراین تصمیم به نت نویسی آثارم گرفتم.

او ادامه داد: در این کتاب که مراسم رونمایی آن جمعه ٢٢ دی ماه برگزار می شود، ١٣ قطعه بی‌کلام وجود دارد که ٩ قطعه آن پیش از این در آلبوم‌های مختلف منتشر شده و ۴ قطعه جدید است. یک لوح فشرده صوتی نیز که شامل آن ٩ اثر است در کنار این کتاب عرضه می‌شود.

بهروزی‌نیا گفت:نت قطعات طلوع و غروب در چهارگاه، قطعات وصال، احسان، ره آغاز،شوق ره،طوفان و سراب در آواز اصفهان،قطعات صبح امید، روشنایی و ضربی نوا در دستگاه نوا، چهار مضراب بیات ترک و قطعه پرواز در آواز دشتی در این کتاب آورده شده است.

او اضافه کرد: تنظیم این آثار برای تار و سه تار است اما گروه‌های مختلف با توجه به سازبندی می‌توانند این قطعات را تنظیم کنند. نمونه‌ای از تنظیم این قطعات در لوح فشرده نیز موجود است.

سرپرست گروه موسیقی “لوتوس” درباره فعالیت‌های این گروه نیز اظهار کرد: ما به همراه سیناسرلک (خواننده) ٣٠ دی ماه در شیراز و ۵ بهمن در اصفهان کنسرتی را به روی صحنه خواهیم برد.

این نوازنده تار و سه تار ادامه داد: ما در این کنسرت چند قطعه‌ باکلام و بی‌کلام از آلبوم “فرزند ایران” به آهنگسازی من و خوانندگی سرلک برای این اجرا در نظر گرفته شده است. همچنین چند اثر از قطعه‌هایی را که سرلک با آهنگسازهایی مانند علیرضا افکاری و پدرام کشتکار، در آن‌ها همکاری کرده است، اجرا می‌کنیم، سپس من برنامه‌هایی را به همراه عمویم (حسین بهروزی نیا) در پیش دارم.

منبع : موسیقی ایرانیان

آلبوم «حرمان» از «اميد نعمتى» بعد از چهار سال منتشر شد

10 ژانویه 2018
بدون نظر

از سوی «نشر نوفه»

آلبوم «حرمان» از «اميد نعمتى» بعد از چهار سال منتشر شد

آلبوم موسیقی «حرمان» از «امید نعمتی»، پس از چهار سال، از سوی «نشر نوفه» راهی بازار موسیقی شد. این در حالیست که همزمان با نشر اثر، می توان آنرا از طریق «ریتمو»، بصورت آنلاین و قانونی خریداری کرد.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، «حرمان»، به عنوان اولین اثر رسمی و مستقل «امید نعمتی»، خواننده شناخته شده گروه موسیقی «پالت»، با فضایی از موسیقی تلفیقی، از طریق ریتمو در دسترس مخاطبان قرار گرفت. این آلبوم شامل ۱۰ قطعه به نام های «دور دستان»، «ترن»، «پریشانی»، «مجنون خیابان ها»، «بازگشت»، «می شپارمت به باد»، «یاد مهتابی»، «فراموشی ها»، «حرمان» و «دریچه تاریک»، می باشد که «صادق تسبیحی» آهنگسازی آنها را بر عهده داشته است. و البته نعمتی تنها به خوانندگی در این اثر اکتفا نکرده و آهنگسازی برخی قطعات را نیز پیش برده است.

«هوشنگ ابتهاج»، «مهدی اخوان ثالث»، «رسول یونان»، «رهی معیری»، «حسین منزوی»، «حافظ»، «نادر نادرپور» و «حمید مصدق»، شاعرانی نامداری هستند که سروده هایی از آنها برای قطعات این آلبوم گلچین شده اند. همچنین در بخش نوازندگی می توان به هنرنمایی «روزبه اسفندارمز»، «کوروش بابایی»، «نازنین احمدزاده»، «بهزاد حسن زاده»، «علی ضرابی»، «مهیار طهماسبی»، «دارا دارایی» و «داریوش آذر» اشاره کرد.

شایان ذکر است که اولین آلبوم رسمی «امید نعمتی» خواننده گروه با سابقه و شناخته شده «پالت»، پس از گذشت ۴ سال، در دسترس مخاطبان قرار می گیرد. این اثر از سوی «نشر نوفه» منتشر شده و علاقمندان می توانند، جهت تهیه نسخه فیزیکی و اورجینال آن، به مراکز معتبر فروش در بازار موسیقی مراجعه و یا نسبت به خرید آنلاین و قانونی اثر، از طریق سایت www.ritmo.ir اقدام نمایند.

منبع: سایت خبری و تحلیلی موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

منبع : موسیقی ایرانیان

لوریس چکناواریان: نوشتم تا برای فردا بماند

10 ژانویه 2018
بدون نظر

هفته‌ی گذشته سرشار از نام و آثارِ‌ آهنگسازِ کارکشته‌ای بود که با اینکه سبکِ موسیقایی‌اش «کلاسیک» است و لابد نباید مخاطبِ چندانی داشته باشد؛ اما جزو محبوب‌ترین و مهم‌ترین چهره‌های موسیقی است. شب گذشته اما مراسم اختتامیه‌ی این مراسم با عنوان «۸۰ سال لوریس چکناواریان» با حضور چهره‌هایی چون محمود دولت آبادی، بیژن بیژنی، رازمیک اوحانیان، شمس لنگرودی، صدیق تعریف، انوشیروان روحانی، خسرو سینایی، عباس مخبر، پوری بنایی و …در هتل اسپیناس تهران برگزار شد.

حامی این برنامه شرکت «هاکوپیان» بود و نماینده این شرکت با بیان اینکه اگر اصالت و ممارست و تلاش را با هنر بیامیزیم واژگان رنگ و بوی دیگری به خود می گیرند و هنر فاخری متولد می شود که نه تنها هنرمندان که جامعه هنری را به وجد می آورد، افزود: «لوریس چکناواریان از برجسته‌ترین چهره های فرهنگی و هنری ماست و حضور موثر هنرمندان در این رخداد خود نشان دهنده‌ی این است که ایشان در ۸۰ سال زندگی و خلق هنر، ارزش و زیبایی آفریده است و ما تلاش کردیم این برنامه را با عشق به ایشان و به شایسته‌ترین صورت برگزار کنیم.»

«نسیم شجاعی» -نماینده موسسه نوای چنگ فرزانه- هم با اشاره به اینکه در جامعه‌ی امروز اصالت‌ها رو به فراموشی است، به این مساله اشاره داشت که این موسسه در تلاش است تا از هر فرصتی برای زنده کردن این اصالت‌ها و شکوفایی استعدادهای این مرز و بوم استفاده کنند: « محمد شله‌چی -آهنگساز و بنیان گذار آنسامبل تهران مدرن- کسی است که ایده‌ی درخشان این برنامه را مطرح و تمام تلاش خود را از اجرای آثار تا برنامه‌ریزی‌های این هفته انجام داده تا مراسمی در شان و منزلت لوریس چکناواریان داشته باشند.»

«محمد شله‌چی» اما خطاب به چکناواریان گفت: «من یک ممنون بزرگ باید به شما بگویم؛ نه فقط به خاطر شهرت شما که جنبه بین‌المللی دارد بلکه به خاطر کارهای زیبایی که نوشته‌اید،عشق به موسیقی که با آن زندگی کرده‌اید و زندگی‌تان را بر پایه آن استوار کرده‌اید.»

او از مسوولان «نوای چنگ فرزانه» هم تشکر کرد: «باید از مسوؤلان این موسسه نیز تشکر کنم که نهایت همکاری و همدلی را در اجرای این برنامه داشته‌اند. در این هشت روز برنامه‌های ما با نام چکناواریان بار هنری بسیار زیادی پیدا کرد و تنها حرف و صحبت نبود که جریان داشت بلکه در این مدت با برگزاری کارگاهاه تخصصی از جمله کارگاه پرکاشن که برای اولین بار در ایران برگزار شد، هنرجویان ایرانی فرصت آموزش پیدا کردند که این مسئله برای ما بسیار مهم بود.»‌

«پیمان منصوری» -رهبر اپرای پردیس و پریسا- نیز درباره‌ی این اثر گفت: «اپرای پردیس و پریسا نزدیک به ۴۰ سال بود که دیگر اجرا نشده بود در حالی‌که اثری بسیار زیباست که در زمان تمرین‌ها هر لحظه ما را با نواها و ملودی‌هایش شگفت زده می‌کرد. جامعه امروز تشنه و نیازمند به شنیدن این آثار است و شنیده نشدن موسیقی‌های خلق شده توسط استادی چون لوریس چکناواریان خیانت به مردم و فرهنگ و هنر جامعه است.»

«سومبات هاکوپیان» نیز لوریس چکناواریان را انسانی در مرز کمال دانست: «ذات طبیعت زیبایی است و جامعه انسانی مدیون افرادی است که با عشق زندگی می کنند،از ممنوعیت ها و محدودیت ها نترسیده و عشق جایی برای تردید در فکر و تهدید در عمل نگذاشته‌اند. چکناواریان هنرمندی است که بدون اتکا به هیچ متکایی و تنها با اتکا به عشق زیسته و اثر خلق کرده است. به قولِ ابتهاج: «عشق شادی است، عشق آزادی است، عشق آغاز آدمی زادی است» و ما بسیار خرسندیم که در زمانه او زیستیم.»

«خسرو سینایی» -مستند ساز پیشکسوت ایرانی- هم «چکناواریان» را هنرمندی دانست که هیچ گاه در زندگی هنر را به هیچ قیمتی نفروخت و همیشه در خدمت زیبایی و عشق بود؛ اما «لوریس چکناوریان» با تشکر از پیمان منصوری و محمد شله چی دو هبر ارکستری که کارهای او را بعد از سال‌ها در ایران اجرا کردند، به این مساله اشاره کرد که از اجرای آثارش توسط نسل جوان بسیار خرسند است: «من همیشه در خانه‌ام زیستم و نوشتم تا برای فردا بماند و هیچ چیزی بزرگ‌تر از این هدیه برای من نبود. من باید قدردانِ خداوند باشم؛‌چون لطف الهی بزرگ‌ترین چیزی است که اثر یک هنرمند را ارزش و اعتبار می بخشد. من از این برنامه ها بسیار نیرو گرفتم و می خواهم بیشتر کار کنم و بنویسم؛ چرا که می دانم تکلیفم با خودم روشن است.من همیشه به جای خوردن نان امروز ترجیح داده ام نان فردا را بخورم. برای فردا کار کنم و می دانم همان طور که برهنه به دنیا آمده‌ام برهنه هم از دنیا می روم؛ اما می خواهم آثاری برای فردا از خودم به جا بگذارم.»‌

در ادامه انوشیروان روحانی موزیسین و نوازنده پیانو که در این مراسم حضور داشت قطعه ای را با عنوان رویاهای عاشقانه به افتخار استاد چکناواریان نواخت و درباره‌ی این آهنگساز گفت: «صحبت از لوریس هم سخت است و هم ممتنع چرا که او بسیار انسان بزرگ و در عین حال بسیار آدم ساده ای است.سادگی که من در کمتر کسی دیدم.»

پایان بخش این مراسم هم اهدای تندیس به دکتر آذین موحد استاد دانشکده هنرهای زیبای تهران به پاس سال‌ها تلاش در زمینه آموزش موسیقی بود. این موزیسین به این مساله اشاره داشت که: «دیدن جوان هایی چون محمد شله چی که در خارج از ایران تخصیل کرده‌اند و بعد به کشور خود باز می گردند تا علم و هنر خود را در اختیار مردم خود قرار بدهند برای من باعث افتخار است و امیدوارم در کنار این جوانان شاهد اتفاق های بسیار خوب هم در دانشگاه و هم در زمینه موسیقی کشورمان باشیم.»‌

در این مراسم همچنین «محمود دولت آبادی» او را شخصیت ممتاز و عزیزی دانست که به احترام این خصایص انسانی در این مراسم حضور پیدا کرده است.

منبع : موسیقی ایرانیان

هم‌نوازى محسن شريفيان با نى‌انبان نوازان اسكاتلندى

10 ژانویه 2018
بدون نظر

محسن شریفیان پژوهشگر و نوازنده مطرح نى‌انبان ایرانى با همراهى حمید اکبرى و اکلو فرامرزى براى شرکت در یک رویداد جهانى، راهى فستیوال بین المللى «کلتیک کانکشن» در اسکاتلند مى‌شود.

فستیوال بین‌المللى موسیقى «کلتیک کانکشن» یکى از معتبرترین و بزرگترین فستیوال‌هاى فولک دنیا است که اواخر ماه ژانویه هر سال در شهر گلاسگو برگزار و میزبان بیش از ١٠٠ هزار نفر از علاقه‌مندان به موسیقى سراسر دنیا مى‌شود.

در این جشنواره بیش از سیصد کنسرت برگزار می‌شود و در بخش جانبى فستیوال، فعالیت‌هاى متنوعى همچون برگزارى ورک شاپ‌ها، سخنرانى و… نیز انجام مى‌شود.

گروه «لیان» از بوشهر و سه نوازنده مطرح اسکاتلندی؛ دیوید شِدِن، گراهام مکنزى و پابلو لافونته در تاریخ ١۴ بهمن که مهم‌ترین روز فستیوال و اختتامیه آن است، در سالن «رویال کنسرت هال» شهر گلاسکو اسکاتلند روى صحنه خواهند رفت.

محسن شریفیان که به تازگى کتاب آموزش نى‌انبان را منتشر کرده می‌گوید: «علاوه بر این برنامه گروه لیان جداگانه در روز ۶ بهمن در لندن نیز به اجراى کنسرت خواهد پرداخت. این برنامه به دعوت مرکز مطالعات هنر ایرانIran Art Research برگزار مى‌شود که بخشى از عواید آن به نفع زلزله زدگان کرمانشاه صرف خواهد شد.»

منبع : موسیقی ایرانیان

پایان ساخت موسیقی فیلمی با حضور زوج بازیگر

10 ژانویه 2018
بدون نظر

ساخت موسیقی فیلم سینمایی «جشن دلتنگی» به کارگردانی پوریا آذربایجانی و بازی بابک حمیدیان و مینا ساداتی (زوج بازیگر)، توسط فردین خلعتبری به پایان رسید.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، موسیقی متن فیلم «جشن دلتنگی» توسط ارکستر مترو پولیتن شهر پراگ در جمهوری چک و در استودیوی کانال چهار شهر پراگ نواخته و ضبط شد. آهنگساز این فیلم فردین خلعتبری است.

فیلم سینمایی «جشن دلتنگی» به کارگردانی پوریا آذربایجانی و تهیه کنندگی علی قائم مقامی در سی و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش در می‌آید. این فیلم درباره رابطه واقعی آدم‌ها و گره خوردن آن با فضای مجازی است.

بابک حمیدیان، محسن کیایی، بهنام تشکر، مینا ساداتی، پانته آ پناهی‌ها، ساغر قناعت، پریوش نظریه روزبه فدوی، عرفان ناصری، علی دهبان و ندا عقیقی بازیگران فیلم «جشن دلتنگی» هستند.

منبع : موسیقی ایرانیان

سالار عقیلی: آرزو دارم روزگاری را ببینم که اهالی موسیقی بار دیگر دلشان برای هم بتپد

10 ژانویه 2018
بدون نظر

«سالار عقیلی» ۲۶ سال پیش آلبوم «عشق ماند»‌ را با آهنگسازی «ارشد طهماسبی» منتشر کرد؛ آلبومی که نوید از حضورِ خواننده‌ای جوان می‌داد که حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد. او پس از آن «سایه‌های سبز» را نیز با این هنرمند منتشر کرد و پس از آن «دریای بی‌پایان» اثری با همراهی گروه موسیقی دستان. او در این سال‌ها، همچنان همکاری خویش را با بزرگانِ موسیقی ایران ادامه داده است. همین روزها قرار است آثاری از او با آهنگسازی حمید متبسم، مسعود شعاری و پشنگ کامکار به انتشار درآید؛ او اما فلسفه‌ی خویش را در ارایه‌ی کارهای هنری دارد، می‌گوید که همان‌طور که او در روزگار جوانی مورد اعتمادِ بزرگان موسیقی قرار گرفته است، حالا این رسالت را دارد تا به جوان‌ترهای با استعداد موسیقی کمک کند؛ به همین خاطر است که در کارنامه‌ی هنری او می‌توان آثارِ بسیاری را با آهنگسازانِ جوانی مشاهده کرد که بعد از همکاری با او به دنیای حرفه‌ای موسیقی پا گذاشته‌اند. این گفت‌وگو درباره‌ی آواز ایرانی است. درباره‌ی جایگاه موسیقی سنتی در این روزهای ایران؛ اما این گفت‌وگو از منظرِ دیگری اهمیت دارد؛ «سالار عقیلی» از مباحثی حرف می‌زند که جامعه‌ی امروز موسیقی ایران به آن مبتلاست؛ اما انگار مدام آن را به قسمتِ ناخودآگاه ذهنش می‌فرستد. این واکنشِ طبیعی آدمیزاد است درباره‌ی چیزهایی که دوستش ندارد یا می‌خواهد از آن فرار کند و در این میان بیانِ آن شجاعتی را می‌طلبد که همه از آن برخوردار نیستند. «سالار عقیلی» از فضای نامهربانی می‌گوید که بین هنرمندان برقرار است. از اینکه کسی دلش برای کسِ دیگری نمی‌تپد. آدم‌ها، موفقیت‌های دیگران را دوست ندارند. کارهای هم را نمی‌شنوند. او آرزو می‌کند که ای‌کاش روزگاری را ببینیم که اهالی موسیقی باری دیگر دلشان برای هم بتپد. این آرزو محقق می‌شود؟‌

  • آقای عقیلی به نظر می‌رسد که جامعه‌ی امروز در تمامِ جوانب، مختصاتِ خاصِ خودش را پیدا کرده است. طبیعی است که این جامعه، موسیقی خودش را می‌خواهد و چه بخواهیم و چه نه؛ دیگر نمی‌توان از آن انتظار داشت که همان موسیقی‌ قاجاری را بی‌هیچ تغییری به عنوان موسیقی مصرفی‌اش بپذیرد. در این میان آواز ایرانی چه سرنوشتی را پیدا می‌کند؟‌

برای پاسخ به این سوال باید چند نکته را مورد توجه قرار داد. اصلا نمی‌توان انتظار داشت تمام مردم به موسیقی کلاسیک کشورشان توجه داشته‌ باشند (در هیچ کجای دنیا این اتفاق رخ نمی‌دهد) از سوی دیگر در فرهنگِ ما هنوز عده‌ی بسیاری به موسیقی به عنوانِ یک پدیده‌ی مشروع یا یک اصلِ اجتناب‌ناپذیر – که زندگی بدون آن امکان نداشته باشد- نگاه نمی‌کنند و همین موضوع تاثیراتِ خواسته و ناخواسته‌ی خویش را برجای می‌‌‌گذارد. در این بین عده‌ی زیادی نیز موسیقی را به عنوان یک کالای مصرفی می‌دانند؛ طبیعی است که موسیقی سنتی – چه آواز و چه تصنیف- موردِ توجه این عده قرار نمی‌گیرد. ضمن اینکه همان‌طور که اشاره کردم، موسیقی سنتی از قدیم‌الایام در انحصارخواص بوده است و ما هیچ‌گاه نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که «آواز» و به طور کلی موسیقی اصیل، همگانی شود و بین مردم عمومیت پیدا کند. موسیقی سنتی دارای ماهیتی خاص است و بنابراین تنها عده‌ای توانایی بهره‌گرفتن از آن را دارا هستند.

  • چرا این خصوصیت را برای موسیقی سنتی قایل هستید؟

دلایلِ متفاوت دارد که بخش مهمی از آن را باید در ذاتِ این موسیقی جست‌وجو کرد. موسیقی سنتی، برای تامل است نه وقت‌گذرانی؛ از آن طرف در وجود خود از اشعارِ شاعرانی کهن بهره می‌گیرد که ممکن است همه معنای آن را درک نکنند؛ جز کسانی که با ادبیات مانوس هستند و شناخت خوبی از آن دارند؛ اما به نظرِ من مهم‌ترین دلیل در این بحث عدم وجود «شناخت» از موسیقی سنتی در بین مردم است. شما تنها می‌توانید چیزی را دوست داشته باشید که نسبت به آن شناخت –لااقل شناختی نسبی- داشته باشید و «هنر» هم از این قاعده مستثنی نیست. خود من تا ۱۶ سالگی آشنای چندانی با موسیقی اصیل نداشتم؛ بعد از ورودم به هنرستانِ موسیقی بود که افکارم نسبت به موسیقی تغییر کرد و با کارهای استاد شجریان آشنا شدم. همین شناخت باعث شد تا به آثارشان بسیار علاقه‌مند شوم و تمامشان را از حفظ بخوانم و سعی کنم با دانشِ آن روزم تحلیل‌شان کنم. در همان زمان از حضور آقای «صدیق تعریف» به عنوانِ استاد آوازم بهره گرفتم و آشنایی‌ام به این موسیقی عمیق‌تر شد؛ در نتیجه هر قطعه‌ای را که می‌شنیدم، با نگاهی تازه‌تر با آن ارتباط برقرار می‌کردم. اینکه این آواز در چه دستگاهی است؟ خواننده از چه تکنیکی برای اجرای آن استفاده کرده است؟‌ ما وقتی چیزی از این موسیقی نمی‌دانیم و آن را نمی‌شناسیم، ممکن است برایمان خسته‌کننده باشد؛ به قولِ شیخِ اجل «لاابالی چه کند دفتر دانایی را/ طاقت وعظ نباشد سر سودایی را» ما نمی‌توانیم خیلی چیزها را بشنویم، چون درباره‌اش چیزی نمی‌دانیم. شناخت موسیقی ورود به دنیای جدیدی است که هر چه بیشتر در آن تامل کنید، بیشتر دوستش خواهید داشت.

  • این شناخت چگونه باید به وجود آید؟‌

موزیسین‌ها در حدِ توانشان دارند این کار را انجام می‌دهند؛ بسیاری از اهالی موسیقی با تمامِ دل‌مشغولی‌های خود به عنوان یک رسالت به تربیت هنرجو می‌پردازند. اما کافی نیست؛ چون مرجعی برای آن وجود ندارد. یکی دیگر از دلایلی که حضور موسیقی سنتی در زندگی مردم و به خصوص جوانان کم‌رنگ شده است؛ دیده نشدنِ ساز است. ما محلی برای معرفی موسیقی نداریم؛ کانال‌های ماهواره‌ای این امکان را در اختیارِ جوانان قرار می‌دهد که هرسازی از انواع موسیقی‌ را که می‌خواهند – جز، پاپ، راک، رپ و کلاسیک- در آن مشاهده کنند؛ اما آیا کانالی وجود دارد که درباره‌ی موسیقی سنتی صحبت کند؟ سازی مثل سه‌تار چقدر در تلویزیون ما یا حتی شبکه‌های ماهواره‌ای نمایش داده شده است؟‌ خب پس شرایط کنونی معلول دلایل مختلفی از این جمله  است؛ چون «هر چه دیده بیند؛ دل کند یاد.»‌ ما محلی برای عرضه‌ی موسیقی نداریم و در این میان تلویزیون می‌تواند بسیار فرهنگ‌ساز باشد. اگر در تلویزیون برای مثال «سه‌تار» را نشان دهند و بگویند که این ساز، سه‌سیم داشته و بعدها مشتاق‌علیشاه سیم دیگری با نام «واخون» را به آن اضافه کرده است و به این شکل نواخته می‌شود، خواه ناخواه، کسانی به این ساز علاقه‌مند می‌شوند. من ۹ سال به عنوان خواننده‌ی ثابت ارکستر ملی بودم و کنسرت‌های متعددی را با آن برگزار کردم؛ چرا این کنسرت‌ها نباید به صورت زنده از تلویزیون پخش شود؟ ارکستر ملی، عصاره‌ی فرهنگ یک کشور است بنابراین جایگاهش به اندازه‌ی تیمِ ملی‌ فوتبالِ یک کشوراهمیت دارد. ارکستر ملی، بیان‌گرِ موسیقی سرزمینِ ماست.

  • تکلیفمان با آن مخاطبی که شناخت ندارد؛ چه می‌شود؟

شاید ما باید آثاری ارایه کنیم که عمومیت داشته باشد؛ آثاری که هم هویتِ موسیقی اصیلِ ما را داشته باشد و هم به آن عمومیت دهد. دوستان دیگر نیز در این زمینه تجربیاتِ جدیدی انجام داده‌اند.

  • پس باید این را به عنوان یک اصل بپذیریم که آنچه ما به عنوان موسیقی سنتی می‌شناسیم، دارای مخاطبی محدود است؟

موسیقی‌های کلاسیک در تمامِ دنیا این ویژگی را دارند؛ حتی موسیقی‌های فولکلور کشوری مثلِ اسپانیا – پاکو دلوچی- هم این روزها مثلِ گذشته عمومیت ندارد؛ اما یادتان باشد که موسیقی سنتی ما در این دوران بیش از هر زمانِ دیگری همگانی شده است. شما در حالِ حاضر کنسرت‌ها و آثاری بسیار در این حوزه می‌بینید که تا پیش از این وجود نداشته است.

  • اما ما در همین چند دهه‌ی قبل، آثاری توسطِ موزیسین‌های کاملا سنتی و اساتیدی چون شجریان، مشکاتیان، لطفی و علیزاده شنیده‌ایم که تیراژهای میلیونی پیدا کرده است. تیراژهای میلیونی به نسبتِ جمعیتِ آن روزگار که حالا چیزی شبیه رویاست. چرا آن اتفاق ادامه پیدا نکرد؟

 شما نمی‌توانید موسیقی را جدای از مسایلِ اجتماعی بررسی کنید. تولیداتِ موسیقی سنتی ما در آن زمان، توانست پاسخ‌گوی نیازهای مردمی باشد که انقلاب کرده بودند و پس از آن درگیرِ جنگ شده بودند. موسیقی همیشه می‌تواند تا این اندازه تاثیرگذار باشد. در این سال‌ها هم آثارِ بسیاری تولید شده است که مخاطب چند میلیونی داشته باشد. مثلا این اتفاق برای «ایران جوان» یا دیگر کارهای وطنی رخ داده است؛ در حالی که ممکن است دیگر آثارِ من تا این اندازه شنیده نشده باشد. اتفاقا چند وقت پیش مخاطبی در خیابان به من انتقاد می‌کرد که چرا مدام کارهای ملی و میهنی می‌خوانم و کارهای عاشقانه‌ی کمتری خوانده‌ام؛ در حالی که برایش توضیح داده‌ام که من ۴۶۰ قطعه خوانده‌ام اما اغلب آثار ملی میهنی که خوانده‌ام، از جاهای مختلف شنیده شده است. ‌

  •  اما به نسبت دیگر خوانندگان به نظر می‌رسد شما علاقه‌ی بیشتری به خواندن آثار ملی‌- میهنی دارید.

خواندن این آثار را هم دوست دارم و فکر می‌کنم صدایم مناسب آن هست؛ اما دلم نمی‌خواهد که تنها در این ژانر شناخته شوم؛ مثلِ بازیگری که باید در نقش‌های متفاوتی ظاهر شود. اولین کاری که درباره‌ی «ایران» خواندم «ایران جوان» با آهنگسازی «پیمان سلطانی» و شعرِ استاد «بیژن ترقی» بود که بسیار فراگیر شد و بعد از آن هم چند اثرِ دیگر؛ اما به تازگی در کارهایی مثل کلنل و محکومین؛ عاشقانه‌ها و آثارِ اجتماعی بیشتری خوانده‌ام.

  • وقتی شما از شناخت صحبت می‌کنید، احساس می‌شود خوانندگان به خاطر مقبولیتی که نزدِ عموم مردم دارند، می‌توانند نقشی مهم‌تر در این شناخت داشته باشد.

بله و این کار را انجام می‌دهند. من و چند نفر خواننده‌ی دیگر که به شکل حرفه‌ای در زمینه‌ی موسیقی سنتی فعالیت می‌کنیم و شاید عموم مردم با نام  حدود ده نفر از ما آشنا هستند، در حدِ توانمان در این زمینه فعالیت کرده‌ایم. خود من در آثاری که منتشر می‌کنم، دستِ کم چند بیتی آواز خوانده‌ام چون  فکر می‌کنم یا خیلی‌ها هنوز هم آواز  را دوست دارند یا ممکن است از این طریق به آواز علاقه‌مند شوند.

  • شما به این مساله اشاره دارید که آثار موسیقی سنتی – در حوزه‌ی نشر و همچنین کنسرت- با رشدی کمی روبه‌رو بوده است؛ اما دغدغه‌ی این بحث «آواز» است؛ شما چند آوازِ اصیل در این آثار می‌شنوید؟

حتما آواز هم در این آثار وجود داشته؛ اما شنیده نمی‌شود. اینکه شنیده نمی‌شود؛ دلیل بر این نیست که تولید نمی‌شود؛ اصلا این آوازها باید به چه طریقی شنیده شوند؟‌ اما نکته‌ای را نباید فراموش کرد؛ من این نگرانی درباره‌ی از بین رفتنِ آواز و موسیقی سنتی را که این روزها مدام درباره‌اش صحبت می‌شود، قبول ندارم. ببینید موسیقی سنتی ریشه در فرهنگ و سنت‌های ما دارد و هیچ‌گاه از بین نمی‌رود. این موسیقی مثلِ تخت جمشید است؛‌مثلِ سی‌وسه پل است؛ همان طور که استاد شجریان؛ هم ریشه در فرهنگِ ما دارد و برای همیشه ماندگار است.

  • آقای عقیلی در اولین آلبومی که شما منتشر کردید؛ ما ساز و آوازی شنیدیم که می‌توان آن را دروازه‌ی حضور شما در عرصه‌ی موسیقی حرفه‌ای دانست؛ در این سال‌ها ارایه‌ی آواز تا چه اندازه دغدغه‌ی شما باقی مانده است؟ نکته اینجاست که بسیاری به خوانندگان این ایراد را می‌گیرند که چرا آواز نمی‌خوانید؛ اما خب یک هنرمند هم باید برای ارایه‌ی اثر انگیزه داشته باشد و مخاطبِ این روزها، این انگیزه را به او نمی‌دهد. یعنی وقتی خواننده‌ای یک قطعه‌ی آوازی در یک اثر می‌خواند و مخاطب اصلا آن را نمی‌شنود و به اصطلاح رد می‌کند؛ چطور می‌توان از او انتظار داشت که مدام این حرکت را ادامه دهد؟‌

البته من با این مساله چندان موافق نیستم  که تعدادِ زیادی آواز را نمی‌پذیرند و آن را پس می‌زنند. بسیاری از مخاطبان همواره از خوانندگان فعال در عرصه موسیقی سنتی  می‌خواهند که آواز ارایه دهند. ما  اگر در آثارمان به این بخش توجه نکنیم،‌ عده‌ای از مخاطبان موسیقی اصیل به ما ایراد می‌گیرند؛ پس هنوز هستند کسانی که عاشقِ آواز هستند. یادم می‌آید زمانی که استاد شجریان «همایون مثنوی» را با سنتور زنده‌یاد «منصور صارمی» منتشر کردند (تمام قطعاتِ آن اثر آواز بود)، من صدها بار آن را گوش می‌دادم و گاهی چنان منقلب می‌شدم که به گریه می‌افتادم یا آلبومِ‌ «بیداد» ایشان با تار استاد بیگچه‌خانی، چنان من را منقلب می‌کرد که از خود بی‌خود می‌شدم. مگر می‌شود آوازِ ایشان را شنید که با آن توانایی می‌خواند: «یاری اندر کس نمی‌بینم، یاران را چه شد/ دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد» و منقلب نشد؟ من هر بار که این اثر را می‌شنیدم، با خودم فکر می‌کردم: «مگر می‌شود با این قدرت آواز خواند؟» و همیشه آرزو می‌کردم روزگاری این توانایی را پیدا کنم. اتفاقا خود من در یک آلبوم با صدای استاد آوازها را بارها و بارها و بیش از تصنیف ها گوش می‌کردم. استاد شجریان، کاری در آواز انجام داده است که دیگر منتهای این هنر است و من همیشه می‌گویم که اگر مردم می‌دانستند که استاد شجریان با آواز و موسیقی چه کرده است؛ مجسمه‌ی ایشان را از طلا می‌ساختند و در میدان‌ آزادی نصب می‌کردند. این همان شناختی است که پیش از این درباره‌ی آن صحبت کردم.

  • آقای عقیلی از این بحث اگر بگذریم؛ به نظر می‌رسد که در چهار دهه‌ی اخیر؛ تعداد آوازخوانانِ ما در قیاس با آهنگسازان و نوازندگان بسیار کم‌تر بوده است؛ یعنی در حالی که نوازندگان و آهنگسازانِ بسیاری ظهور کرده‌اند؛ تعدادِ خوانندگانی که توانستند اقبال عمومی پیدا کنند؛ بسیار اندک بوده است.

اتفاقا من فکر می‌‌کنم به همان اندازه‌‌ای که نوازنده داریم؛ خواننده هم داریم؛ اما وقتی شما می‌گویید تعداد نوازندگان، بیشتر از خوانندگان است؛ تعدادِ نوازندگان موجود را با خواننده‌هایی که نامشان برای مردم شناخته شده است، مقایسه می‌کنید. در این سال‌ها چند نوازنده‌ی مطرح در هر ساز به وجود آمده است؟ تعداد نوازندگان مطرح تار یا سه‌تار چقدر هستند؟ البته چهره شدن در خوانندگی بسیار دشوارتر است؛ ما هم‌اکنون صداهای بسیار خوبی داریم که یا هنوز مطرح نشده‌اند یا بخت چهره شدن را ندارند. این مساله در گذشته به این شکل نبوده است.

  • انگار حالا هیچ چیز شبیه گذشته نیست.

بله؛ دقیقا. در گذشته ۲۰ خواننده به شکل حرفه‌ای فعالیت می‌کردند که همه‌شان با هم دوست بودند. هر هفته همدیگر را می‌دیدند و دلشان برای هم می‌تپید. حالا اما متاسفانه اغلب سال تا سال هم را نمی بینند. بسیاری از ما تنها در ختم یکدیگر را می‌بینیم؛ اگر جشنی باشد؛ هر کدام بهانه‌ای می‌آوریم که در آن حضور نداشته باشیم. ممکن است عده ای بگویند اگر فلانی باشد؛ من نخواهم بود. یادم می‌آید که ۱۸ سال پیش در خانه‌ام جشن تولدی برگزار کردیم که نزدیک بود به دعوا ختم شود. ما یک سری آدم‌ها را دوست داریم که دلمان می‌خواهد در جشن‌مان شرکت داشته باشند؛ حالا این افراد ممکن است با یکدیگر موضع داشته باشند و  ما ندانیم در حالی که در ختم همه همدیگر را می‌بینیم و حتی هم را بغل می‌کنیم. در همین جشن‌های مربوط به موسیقی هم فضا به گونه‌ای است که مدام این شعر استاد «شفیعی کدکنی» در سرِ من می‌چرخد که گفته‌اند: « شهر خاموش من آن روح بهارانت کو؟ شور و شیدایی انبوه هزارانت کو؟ می خزد در رگ هر برگ تو خوناب خزان/ نکهت صبحدم و بوی بهارانت کو؟ چهره‌ها درهم و دلها همه بیگانه ز هم/ روز پیوند و صفای دل یارانت کو؟» اینها واقعیاتی است که باید بیان شود. متاسفانه ما خصلتی داریم که همواره می‌خواهیم از واقعیت فرار کنیم؛ اما باید این مسایل مطرح شود تا راهی برای آن اندیشیده شود. من متاسفم اما وظیفه دارم اعتراف کنم بسیاری از هنرمندان، چشم دیدنِ یکدیگر را ندارند.  من همیشه تلاش کرده‌ام که پشتِ کسی بد نگویم یا برای کسی بد نخواهم. در حدِ توانم خواسته‌ام که به شکلِ سالمی به فعالیت‌های موسیقایی‌ام ادامه دهم؛ اما شما نگاه کنید که گاهی چه هجمه‌ها و نقدهای بی‌اساسی علیه من شکل گرفته است؟ من سکوت کرده‌ام و به کارم ادامه داده‌ام؛ به نظر من هنرمندان باید پشتِ همدیگر باشند. آرزو دارم که روزگاری را ببینم که اهالی موسیقی بار دیگر دلشان برای هم بتپد.

  • برسیم به کارهایی که این روزها مشغول انجام آن هستید. گویا بار دیگر اجرایی همراه با ارکستر ملی به رهبری آقای شهبازیان دارید.

بله. همان‌طور که گفتم من ۹ سال در زمان رهبری استاد فخرالدینی به عنوانِ خواننده‌ی ثابت این ارکستر بودم؛ زمانی که ایشان از ارکستر رفتند در فعالیت‌های آن وقفه‌ای افتاد تا استاد شهبازیان، رهبری آن را برعهده گرفت. در دوره حضور آقای شهبازیان هم دو کنسرت را با ایشان اجرا کردم؛ در جشنواره هم قرار است که یک شب با ایشان در تالار وحدت اجرا داشته باشیم.

  • تیتراژ سریال «محکومین» هم از کارهای اخیر شماست که در همین مدت کوتاه هم به خوبی مورد توجه قرار گرفت؛ درباره‌ی فعالیت‌هایتان به عنوان خواننده‌ی تیتراژ هم می‌گویید؟‌

من اولین بار به عنوان خواننده‌ی تیتراژ در سریال «پریدخت» حضور داشتم. این اتفاق در آثاری چون تبریز در مه، هانیه، دختری به نام آهو و غیره ادامه پیدا کرد؛ معمولا برای خواندنِ تیتراژ؛ فیلم‌نامه، کارگردان و بازیگران برایم اهمیت زیادی دارد؛ این کار زمانی که به من پیشنهاد شد؛ خواستم تا بخش‌هایی از آن را برای من بفرستند. حضور بازیگرانی حرفه‌ای در این سریال به انگیزه‌ی من برای خواندن این اثر کمک کرد. مضمونِ این سریال را نیز دوست داشتم ؛ سرانجام این اثر با آهنگسازی آقای «مسعود سخاوت دوست» و شعرِ زیبای عبدالجبار کاکایی با ترجیع‌بندِ «به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟ که کشند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟» از فخرالدین عراقی خوانده شد. اتفاقا ما فرصتِ چندانی هم برای اجرای این اثر نداشتیم. باید از آقای کاکایی، تشکر کنم که با سعه‌ی صدر، این پیشنهاد من را برای اضافه شدنِ این ترجیع‌بند پذیرفتند. به هر حال خودم موسیقی این کار را دوست دارم و امیدوارم به یادگار از ما بماند.

  • شما همواره در این سال‌ها در کنار همکاری با اساتیدی چون فرهاد فخرالدینی، گروه دستان، ارشد طهماسبی و بسیاری دیگر، با آهنگسازانی جوان نیز همکاری داشتید که بسیاری از آنها اولین حضورِ حرفه‌ایشان در موسیقی با کار شما بود. چرا؟

من بارها گفته‌ام که اگر حتی یک نوجوان، کار خوبی را به من پیشنهاد دهد که با روحیات من همخوانی داشته باشد، آن را می‌خوانم.

چون می‌خواهم کارِ خوبی – فارغ از نام- ارایه دهم. از آن طرف فکر می‌کنم همان‌طور که روزگاری که ما جوان‌تر بودیم و بزرگ ترها  دستِ ما را گرفتند تا رشد کنیم؛ ما هم باید در حدِ توانمان این کار را برای جوانان امروز انجام دهیم.  خود من هیچ‌گاه لطف استاد فخرالدینی یا دوستانِ گروه دستان را فراموش نمی‌کنم که چگونه حمایتم کردند. به همین خاطر است که فکر می‌کنم باید این چرخه ادامه پیدا کند. کسی که به اصطلاح آن بالا رفت، باید به دیگران کمک کند نه اینکه از آنجا به دیگران نگاه کند.

  • از کارهای در دستِ انتشارتان هم می‌گویید؟

دو اثر به همراه جناب آقای متبسم – از جمله پروژه‌ی پردیس- در دستِ انتشار است که خودم بسیار دوستشان دارم. یک کار نیز با جناب آقای شعاری دارم. ایشان از نوازندگان و آهنگسازانِ چیره‌دست هستند. ضبط این آثار تمام شده است و فکر می‌کنم در مرحله‌ی میکس و مسترینگ باشد. یک کار هم همراه با جناب آقای «پشنگ کامکار» در افشاری داریم که جزو شاهکارهای ایشان است. یک کار نیز با خانم «نسیم شاملو»‌ – دختر استاد شاملو کاربند- منتشر خواهم کرد.

  • انگار شما همیشه توجه ویژه‌ای به ظرفیتِ بانوان موسیقی‌دان داشته‌اید که البته حضور خانم «حریر شریعت‌زاده» در این زمینه موثر است.

ببینید من با سه آهنگساز خانم – فریبا هدایتی، سوسن اصلانی و نسیم شاملو- کار کرده‌ام. از نگاه من تفاوتی میانِ یک آهنگساز زن و مرد وجود ندارد و تفکراتی با این مضمون که زنان نمی توانند کارها را به خوبی مردان انجام دهند مورد قبول من نیست. من هم به کیفیت اثر توجه دارم تا اینکه جنسیتِ خالق آن چیست؟ بانوان ما در عرصه موسیقی نشان داده‌اند که توانمندی ها و ظرفیت های گسترده ای دارند و همکاری با بانوان هنرمند هم ماننده آقایان هنرمند جالب و به یاد ماندنی است.

  • و بالاخره شما در جشن موسیقی ما توانستید تندیس بهترین آلبوم موسیقی سنتی را در بخش مردمی دریافت کنید. درباره‌ی این جشن می‌گویید؟

ببینید اگر بخواهیم به بهبودِ روند برگزاری ای جشن  کمک کنیم؛ باید جدای از بیانِ خوبی‌هایش انتقاداتی سازنده به آن داشته باشیم. شاید باید از موسیقی سنتی بهره‌ی بیشتری در این جشن گرفته شود؛ به‌خصوص اینکه بانیانِ این اتفاق، خودشان از بدنه‌ی موسیقی سنتی هستند.  ضمن اینکه به نظرم بهتر است با کسانی که قرار است جایزه را بدهند یا کسانی که جایزه می‌گیرند از قبل، هماهنگی‌هایی برای ایجاد یک پرفورمنس صورت گیرد. این نکته را نیز باید بگویم که بسیار خوشحالم آلبوم «از تنهایی گریه نکن» با آهنگسازی آقای«ابوالفضل صادقی‌نژاد» و خوانندگی من به انتخاب مردم عنوان بهترین آلبوم موسیقی سال نود و پنج را از آن خود کرد.

منبع : موسیقی ایرانیان

ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی برای تیم ملی می‌نوازند

9 ژانویه 2018
بدون نظر

پیوند هنر و ورزش با تفاهم نامه فدراسیون فوتبال با بنیاد رودکی

ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی برای تیم ملی می‌نوازند

طی تفاهم نامه ای که عصر امروز بین فدراسیون فوتبال و بنیاد رودکی به امضا رسید، مقرر شد ارکسترهای سمفونیک و ملی آهنگ ایران برای جام جهانی را بسازند.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان» به نقل از ایسنا، علی اکبر صفی‌پور ـ مدیرعامل بنیاد رودکی ـ پیش  از امضای تفاهم‌نامه مشترک اظهار کرد: ما در اینجا حضور پیدا کردیم برای امضای تفاهم‌نامه ساخت و اجرای سرود اعزام تیم ملی ایران به جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه توسط ارکسترهای بنیاد رودکی که ارکسترهای جمهوری اسلامی ایران هستند.

او ادامه داد: قرار است این کار با ترکیبی از ارکستر ملی ایران و ارکستر سمفونیک تهران انجام شود. در این تفاهم‌نامه قرار است با محوریت بنیاد رودکی و فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران کارهای مهم، فاخر و در سطحی که قابلیت اجرا و عملیاتی شدن دارند در چند ماه آینده و پیش از از آغاز جام جهانی صورت بگیرد.

صفی‌پور اضافه کرد: قرار است توسط آهنگسازان، شعرا و خوانندگان کشور آثاری تولید شود و در روزهای منتهی به اعزام تیم ملی در تالار باشکوه وحدت با حضور اعضای تیم ملی فوتبال، بزرگان و هنرمندان کشور رونمایی شود.

محمدرضا ساکت ـ دبیرکل فدراسیون فوتبال ایران ـ نیز اظهار کرد: پیوند هنر و ورزش بار دیگر در عرصه آوردگاه جهانی خودش را نشان خواهد داد. هنرمندان همیشه در کنار ورزشکاران و ورزشکاران در کنار هنرمندان برای شادی مردم، عظمت جمهوری اسلامی ایران و پرچم مقدس این کشور تلاش داشتند. این‌ بار قرار است مراسم بدرقه تیم ملی به جام‌جهانی در تالار وحدت که میزبان آوردگاه هنر ایرانی است،‌ برگزار شود.

وی گفت: تلاش این است که میدانی بسیار عظیم، مهیج و باشکوه را برای تمام ایرانیانی که در روسیه خواهند بود و برای حمایت از تیم ملی حضور دارند فراهم کنیم. بخش‌های اجرایی این تفاهم‌نامه در زمینه‌های مختلف مرحله به مرحله باید مورد توافق قرار بگیرد. آنچه به طور قطعی به نتیجه رسیدیم این بود که مراسم بدرقه را در تالار وحدت سازماندهی کنیم.

ساکت اضافه کرد: به هر حال دوستان ما در تمامی بخش‌های فدراسیون فوتبال در تلاش هستند تا سازماندهی مناسبی برای آماده‌سازی تیم ملی فوتبال کشورمان انجام پذیرد؛ البته کار آماده‌سازی آنها از همین هفته آغاز شد. امیدواریم همه موارد به شکل مناسب انجام شود.

در پایان این نشست که عصر ۱۹ دی‌ماه در تالار وحدت تهران برگزار شد، تفاهم‌نامه ساخت و اجرای موسیقی جام جهانی میان بنیاد رودکی و فدراسیون فوتبال امضا شد.

به گزارش ایسنا، قرار است شهرداد روحانی رهبری این ارکستر را بر عهده داشته باشد.

منبع: ایسنا

منبع : موسیقی ایرانیان

«کابوس سپید» در «شب شنبه ها» رونمایی می شود

9 ژانویه 2018
بدون نظر

شنبه ۲۳ دی ماه در تماشاخانه «پایتخت»

«کابوس سپید» در «شب شنبه ها» رونمایی می شود

نخستین آلبوم گروه موسیقی «اوستا» با عنوان «کابوس سپید» روز شنبه ۲۳ دی ماه در تماشاخانه «پایتخت» رونمایی می شود.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، «کابوس سپید» نخستین آلبوم رسمی گروه «اوستا» است که روز شنبه ۲۳ دی ماه همزمان با تازه ترین اجرای این گروه در تماشاخانه پایتخت رونمایی می شود. این آلبوم متشکل از ۸ قطعه در سبک راک است و تمام آثار به صورت گروهی و با تجربه و نظر جمعی اعضای گروه ساخته شده اند. کلام و اشعار استفاده شده در این قطعات را آرش شفیعی و ماندانا عابدینی سروده اند.

«شب شنبه ها» برنامه‌ای است با رویکرد تجربه های متفاوت و گفتگو های تازه در باب دیدن و شنیدن و تاکنون میزبان گروه های متعددی در سبک های مختلف موسیقی بوده است.

در این برنامه ها رضا دادویی طراح و مدیر پروژه، سیامک قطاعی مسئول امور اجرایی، امیر خرازی مسئول هماهنگی و برنامه ریز، مونا حمزه گرافیست حضور دارند.

منبع: سایت خبری و تحلیلی موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

منبع : موسیقی ایرانیان

عکس یادگاری مجری مشهور ایرانی با ستاره بالیوود | عکس

9 ژانویه 2018
بدون نظر

اینستاگردی

عکس یادگاری مجری مشهور ایرانی با ستاره بالیوود | عکس

داریوش فرضیایی مجری برنامه‌های کودک تلویزیون ایران به دیدن شاهرخ خان ستاره سینمای هندوستان رفت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، داریوش فرضیایی تصویری از دیدار خود با شاهرخ خان ستاره بالیوود را در اینستاگرام منتشر کرد. فرضیایی که در ایران بیشتر به نام عمو پورنگ مشهور است در توضیح این عکس نوشت: «برای دیدن شاهرخ خان باید جور هندوستان کشید.»

منبع: خبرآنلاین

منبع : موسیقی ایرانیان