«اشکان کمانگری» در گفتگو با موسیقی ایرانیان از فعالیت های تازه اش گفت

17 ژوئن 2018
بدون نظر

مردادماه در تهران به روی صحنه خواهم رفت | امسال، سالِ انتشار آثار جدید

«اشکان کمانگری» در گفتگو با موسیقی ایرانیان از فعالیت های تازه اش گفت

اشکان کمانگری
اشکان کمانگری

اشکان کمانگری خواننده شناخته شده موسیقی اصیل ایرانی در گفتگو با خبرنگار موسیقی ایرانیان در مورد فعالیت های جدیدش صحبت کرد.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، اشکان کمانگری در ابتدا در مورد انتشار آلبوم جدید خود گفت: «از سه سال پیش تاکنون آثاری تولید کردم که در نظر داریم این قطعات را به نوبت و در زمان مناسب به صورت آلبوم و شاید تک آهنگ منتشر کنیم. این قطعات در یک سال آینده و در فاصله زمانی مناسبی از هم منتشر خواهد شد. ضمن اینکه در سال گذشته تور کنسرت هایی را در چند شهر برگزار کردیم که موفق بود و کار مورد توجه مردم واقع شد. انشالله تا پایان سال جاری ضبط آلبوم جدید و اتفاقی تازه را به بازار موسیقی عرضه خواهیم کرد. در جشنواره موسیقی فجر سال گذشته اجراهایی را با مهیار علیزاده تحت عنوان «تکرار نامنظم بی تو» برگزار کردیم و طی چند ماه آینده در امتداد مسیر همکاری مان برنامه های تازه ایی در قالب کنسرت آغاز میکنیم و در زمان مناسب اثاری را منتشر خواهیم کرد. همچنین اخیرا با آقای سیامک جهانگیری در یک آلبوم همکاری کردم که مراحل تولید آن به اتمام رسیده و دومین اثر مشترک من با ایشان هست که انشالله در سال آینده منتشر خواهد شد.»

وی همچنین در مورد انتشار تک آهنگ و تولید موزیک ویدئو نیز بیان کرد: «از سال ۱۳۹۳ فعالیت خودم را در زمینه انتشار تک آهنگ آغاز کردم و قطعه ای به نام «آغاز جدایی» را با آهنگ پژمان طاهری تولید کردیم که این قطعه در آلبوم قرار گرفت اما سعی می کنیم تا پایان سال جاری موزیک ویدئو این قطعه را نیز تولید کنیم. ضمنا با گروه «اینک» نیز در یک دو رپرتوار مختلف همکاری کردم و فکر می کنم این اثار تا یک سال آینده منتشر خواهد شد. ضمن اینکه به زودی قطعاتی را در فضای مجازی منتشر خواهم کرد و به احتمال فراوان با قطعاتی که در گذشته منتشر کردم مقداری بلحاظ فرم ارایه و حال و هوای کار تفاوت دارند و قطع یقین این آثار بعد سالها مواجه تازه ایی با مخاطب خواهند بود.»

منبع: سایت خبری و تحلیلی موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

منبع : موسیقی ایرانیان

ارکستر سمفونیک «حافظ» فراخوان داد

17 ژوئن 2018
بدون نظر

ارکستر سمفونیک «حافظ» با آغاز فعالیت، فراخوانی برای جذب نوازندگان منتشر کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، ارکستر سمفونیک «حافظ» که در دفتر موسیقی موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب تشکیل شده است برای تکمیل اعضا به نوازندگان سازهای گروه زهی، گروه بادی چوبی، گروه بادی برنجی و گروه کوبه‌ای نیازمند است.

مهلت ثبت‌نام تا بیستم تیرماه ۱۳۹۷ معین شده است.

نوازندگان می‌توانند برای اعلام علاقه مندی یا اطلاع از جزییات فراخوان تا تاریخ مقرر با شماره ۰۲۱۷۷۵۳۶۸۱۹ داخلی ۴ از ساعات ۱۴ تا ۱۶ و نیز ۱۸ تا ۲۰ در روزهای غیرتعطیل تماس بگیرند.

همچنین ایمیل hafezorchestra@gmail.com آماده پاسخگویی به سوالات احتمالی است.

منبع : موسیقی ایرانیان

«مسعود اله یاری» مدیر روابط عمومی دوازدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان شد

17 ژوئن 2018
بدون نظر

مسعود اله یاری به عنوان مدیر روابط عمومی دوازدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان انتخاب شد.

طی حکمی از سوی علی ثابت نیا مدیرعامل انجمن موسیقی ایران و دبیر اجرایی دوازدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان، مسعود اله یاری به عنوان مدیر روابط عمومی این دوره از جشنواره منصوب شد.

در این حکم آمده است: «با توجه به دانش، تعهد و تجارب ارزشمند جنابعالی در مدیریت خبری و امور رسانه ای رخدادهای فرهنگی هنری کشور به موجب این حکم شما را به عنوان «مدیر روابط عمومی دوازدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان» منصوب می نمایم.

امید است با به کارگیری دانش و مهارت حرفه ای در ارتقاء بخشی کیفی و ارتباط مؤثر جشنواره با مخاطبان و با بهره گیری از تمامی ظرفیت های رسانه ای در سایه تعامل و همدلی با اصحاب فرهیخته رسانه در بازتاب اخبار و اطلاعات این جشنواره زیربنایی موفق و پیروز باشید.»

منبع : موسیقی ایرانیان

انتظار ۱۵۰ ساله کنسرواتوار چایکوفسکی به پایان رسید

17 ژوئن 2018
بدون نظر

اعضای منتخب ارکسترهای دولتی ایران در آستانه برگزاری دومین کنسرت خود در روسیه با رایزن فرهنگی کشورمان در روسیه و معاون اجرایی کنسرواتوار چایکوفسکی دیدار کردند.

به گزارش خبرنگار مهر، اعضای منتخب ارکسترهای دولتی ایران در آستانه برگزاری دومین کنسرت خود در کشور روسیه شنبه بعداز ظهر ۲۶ خرداد ماه بعد از یک سفر زمینی چهارساعته از سن پترزبورگ به مسکو با رایزن فرهنگی کشورمان در روسیه و معاون اجرایی کنسرواتوار چایکوفسکی دیدار کردند.

قهرمان سلیمانی رایزن فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه در ابتدای این دیدار ضمن ابراز خرسندی از حضور گروه منتخب ارکسترهای سمفونیک تهران و ملی ایران توضیح داد: آنچه این روزها در کشور روسیه در حال انجام است برگزاری رویداد بزرگی چون جام جهانی فوتبال است که تیم ملی فوتبال ایران نیز در این رویداد حضور دارد و تا امروز نیز حضور موفقی داشته است اما از سویی دیگر این شما هنرمندان عزیز هستید که به روسیه آمده اید تا تصویر دیگری از ایران را به دنیا عرضه کنید.

وی افزود: ایران در دوران قبل از انقلاب به «ایران نفتی» معروف بود اما در دوره بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به «ایران انقلابی» و پس از آن به «ایران هسته ای» مشهور شد. همچنین شما هنرمندان هستید که از زاویه دیگر ایران عزیزمان را به نام «ایران فرهنگی» معرفی کرده اید.

رایزن فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه اظهار کرد: من امیدوارم شما هنرمندان عزیز ایرانی بتوانید پیام آوران بزرگ فرهنگی کشورمان در رویدادهای جهانی باشید. به نظرم حضور شما عزیزان در کشور روسیه که برای اجرای چند برنامه موسیقایی با همکاری کنسرواتوار چایکوفسکی و بنیاد فرهنگی هنری رودکی صورت گرفته می‌تواند منشا کارهای بزرگ تر و مهم تر باشد. من امیدوارم اجرای دوم شما عزیزان در سفر به روسیه دستاورد خوبی برایتان داشته باشد تا در کنار این کار ارزشمند و استمرار پیروزی تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی بتوانیم شادی، عشق و محبت را به ملت ایران هدیه کنیم.

علی اکبر صفی پور مدیر عامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی نیز ضمن قدردانی از رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه گفت: افتخار ما این است که به میزبانی سفارت ایران در روسیه توانسته ایم با همراهی منتخب ارکسترها در روسیه برنامه های خوبی را همزمان با بازی های جام جهانی فوتبال روسیه برگزار کرده و در راستای مناسبات فرهنگی جمهوری اسلامی ایران گام هایی را برداریم.

وی افزود: این اتفاقات خوب بدون همراهی رایزنی فرهنگی ایران در روسیه میسر نبود و من امیدوارم این عزیزان که به اعتقاد من از بهترین نوازندگان ایران هستند بتوانند برنامه های خوبی را در مسکو برگزار کنند.

مارگاریتا کاراگینتینا معاون کنسرواتوار چایکوفسکی مسکو نیز در این دیدار توضیح داد: ما چندی پیش صد و پنجاهمین سالگرد تاسیس کنسرواتوار را جشن گرفتیم اما در این مدت کنسرواتوار هیچ وقت صدای موسیقی ایرانی را نشنیده است پس باید از فرصت پیش آمده استفاده کنیم و میزبان شما هنرمندان ایرانی با یک اجرای خوب باشیم.

وی ادامه داد: بدانید که همه منتظر شما هستند تا برنامه خوبی را اجرا کنید. ما بسیار خوشحالیم که کنسرواتوار ما با بنیاد رودکی ارتباط گرفته و می خواهیم با هم همکاری کنیم.

مارگاریتا کاراگینتینا معاون کنسرواتوار چایکوفسکی مسکو بعد از پایان این دیدار در جمع خبرنگاران بیان کرد: ایران، فرهنگی غنی دارد و این کشور توانسته موسیقی سنتی خودش را حفظ و در عین حال گسترش دهد و به اعتقاد من این توانایی را دارد که از موسیقی سمفونیک غرب به خوبی استفاده کند. البته برای ما موسیقی سنتی ایران دارای جذابیت های فراوانی است و فکر می کنم نظر فرهنگی این موسیقی بسیار به فرهنگ روسیه نزدیک است.

وی ادامه داد: ایران در بخش موسیقی سمفونیک راهی را می رود که روسیه در قرن هجدهم طی کرد. ما این مساله را درک می کنیم که تجربه فهم موسیقی سمفونیک برای ایرانیان بسیار جالب است و می خواهند آن را یاد بگیرند. ایران فرهنگ بزرگی است که همه فرهنگ ها باید در آن باشند. موسیقی سمفونیک اروپایی هم بخشی از این فرهنگ است که باید در آن وجود داشته باشد. برای ایرانی ها در این مرحله کمی سخت است که از لحاظ روانی و فیزیولوژی این موسیقی و روش های استفاده از آن را یاد بگیرند ولی وقتی آن را یاد بگیرند به راحتی می توانند موسیقی سمفونیک اروپایی را اجرا کنند.

معاون کنسرواتوار چایکوفسکی مسکو در بخش دیگری از صحبت های خود توضیح داد: ایرانیان هر کاری که انجام می دهند به بهترین شکل انجام می دهند. فکر می کنم که ایرانیان روح و جانی به موسیقی سمفونیک می بخشند تا اروپاییان بتوانند تنوع صداها را از طریق صدای ساز آنها بشناسند. اصول بداهه نوازی یکی از دستاوردهای بزرگ مردم ایران است پس این دستاورد را ایرانیان باید حفظ و کاری کنند که موسیقی اروپایی تاثیری بر آن نداشته باشد. البته من را کسانی ناراحت می کنند که موسیقی سنتی ایران را پیش از اجرا روی نُت می نویسند زیرا با این کار ذوق و آفرینش لحظه ای را از دست می دهند. من بر این باورم این میراث معنوی ایران را باید به خوبی حفظ کرد. شما مطمئن باشید این موسیقی سنتی ایران آنقدر برای کنسرواتوار چایکوفسکی قابل درک است که ما یک کارمند برای این بخش استخدام کرده ایم که موسیقی ایرانی را به خوبی می شناسد.

قهرمان سلیمانی رایزن فرهنگی ایران در فدراسیون روسیه هم در جمع خبرنگاران با ابراز خرسندی دوباره از حضور منتخب ارکسترها در روسیه اظهار کرد: آنچه امروز در حوزه مناسبات فرهنگی ایران و روسیه انجام گرفته کار بسیار تاریخی و بزرگی است. روسیه جزو کانون های بزرگ هنر جهان در حوزه های مختلف هنر است. در این سو نیز ما یک سری قابلیت هایی داریم که برای روس ها جالب است، البته طی سال های اخیر بیشتر ارتباطات ما با این کشور با محوریت سیاست بوده و ما کمتر شاهد سهم فرهنگ به اندازه بقیه بوده ایم، اما اتفاقی که قرار است توسط ارکستر سمفونیک به انجام برسد در بخش فرهنگ و روابط دو کشور بسیار ارزنده و بزرگ بوده و باعث می شود دو ملت را بیش از پیش به هم نزدیک کند.

وی ادامه داد: اعتقاد دارم چهره واقعی ایران همین برنامه های فرهنگی است که ما در تدارک آن هستیم، من بر این باورم چهره واقعی ایران مولانا حافظ خیام است که امکان ارتباط ما با جهان در قرن ها میسر کرده و این نشان دهنده این است که ایران حرفی برای گفتن داشته و در طی زمان زوال نپذیرفته و به صورت همیشگی باقی خواهد ماند. به نظر من ایران می تواند در سراسر جهان با زبان فرهنگ و هنر حرفی برای گفتن داشته باشد. من بر این باورم در فضای تازه بین المللی آنچه به پیدا کردن جایگاه اصلی ایران کمک خواهد کرد اتکا به حوزه فرهنگ است. من معتقدم که تمامی مسایل و اختلافات از رهگذر گفتگو و هنر قابل حل است.

منتخب ارکستر سمفونیک تهران به رهبری شهرداد روحانی و ارکستر ملی به رهبری فریدون شهبازیان روز یکشنبه ۲۷ خرداد در تالار مجلل کنسرواتوار چایکوفسکی مسکو دومین کنسرت خود را در کشور روسیه برگزار می کند.

منبع : موسیقی ایرانیان

شهرام ناظری، گروه لیان و یک گروه از اسپانیا روی صحنه می‌روند

17 ژوئن 2018
بدون نظر

با انصراف گروه پرتغالی برنامه «شب‌های گروه بی» تغییر کرد

شهرام ناظری، گروه لیان و یک گروه از اسپانیا روی صحنه می‌روند

رویداد شب‌های گروه بی که به همت مجموعه فرهنگی سازباز برنامه ریزی شده بود دستخوش تغییراتی اجباری شد. در حالی که بلیت فروشی این رویداد با حضور شهرام ناظری و گروه لیان از ایران، کمانه از پرتغال و خوزه لوئیس مونتون از اسپانیا، چند روز پیش آغاز شده بود حالا گروه پرتغالی در اقدامی عجیب و غیر حرفه‌ای اعلام کرده که در این رویداد حاضر نمی‌شود.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، پیش از این در توضیح این برنامه آمده بود: برای نخستین بار هنرمندانی از کشورهای هم‌گروه و رقیب‌مان در جام جهانی را به ایران دعوت کردیم تا با برگزاری یک فستیوال کوچک با عنوان شب‌هاى گروه بى موسیقی را در کنار فوتبال پلی برای ارتباط فرهنگی بیشتر با دیگر کشورها کنیم!

پدرام نیک سیرت مدیر مجموعه سازباز در این باره می‌گوید: گروه پرتغالی به شکل عجیبی ما را شگفت زده کرد. دیشب ایمیل عجیب و غریبی از آن‌ها دریافت کردیم که اعلام کردند با توجه بی‌برنامگی مالی ما نمی‌توانیم در این رویداد حضور داشته باشیم و آرزو می‌کنیم فستیوال با قدرت برگزار شود. ما همان لحظه اعلام کردیم اگر از بابت گرفتن دستمزدتان در ایران اطمینان ندارید شماره حساب بین‌المللی اعلام کنید تا نیمی از دستمزدتان را واریز کنیم. اما پاسخشان مسائل را روشن کرد. آن‌ها گفتند ما در ایران احساس راحتی نمی‌کنیم و الان زمان مناسبی برای حضور در ایران نیست. حتی ما گفتیم هر پیشنهادی برای حضور دارید ارائه دهید اما دیگر پاسخ ما را ندادند. با اینکه این رویداد تنها با هدف فرهنگی آغاز شد اما به نظر می‌رسد چنین واکنشی بیشتر تحت تاثیر مسائل سیاسی چند وقت اخیر باشد.»

با مذاکرات انجام شده خوزه لوئیس مونتون نوازنده برجسته فلامنکو جایگزین کمانه در شب دوم شد حالا دیگر رویداد از کانسپت اصلی خود خارج شده است اما با این حال با توجه به مسیر دشواری که طی شده سازباز برگزار شدن این دو شب کنسرت را اتفاق مثبتی می‌داند. لازم به ذکر است در شب اول این رویداد شهرام ناظری به اتفاق گروه مولوی و پس از آن گروه اسپانیایی روی صحنه می‌روند. در شب دوم گروه اسپانیا و پس از آن لیان روی صحنه خواهد رفت. همچنین علاقه‌مندان به تهیه بلیت می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند و با توجه به تغییرات شب دوم افرادی که دوست داشته باشند می‌توانند بلیت را مرجوع کنند.

منبع: سایت خبری و تحلیلی موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

منبع : موسیقی ایرانیان

آلبوم «کوه سر ککی» راهی بازار شد

17 ژوئن 2018
بدون نظر

با آواز و دکلمه «سید مهدی حسنی تترستاقی»

آلبوم «کوه سر ککی» راهی بازار شد

آلبوم «کوه سر ککی» با آواز و دکلمه «سید مهدی حسنی تترستاقی» از سوی مؤسسه فرهنگی و هنری «نسیم مهرآوا» منتشر شد.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، «کوه سرککی» عنوان آلبومیست با آواز و دکلمه خوانی «سید مهدی تترستاقی» که بر منتخبی از اشعار او و در ژانر فولکلور به اجرا در آمده است.

این آلبوم شامل ۹ قطعه به عناوین «کتویی»، «چارتایی- در مقام تبری»، «چارتایی- دو بیتی ها»، «های ربابه»، «امیری»، «چارتایی های نو»، «پدر»، «گومیری» و «دیه گاری» می شود و احمد محسن پور (کمانچه)، ارسلان طیبی (لله وا)، سامان نوروزیان (کمانچه – قطعه‌ی های ربابه جان) و محمدرضا هاشمی (دوتار، نقاره، دایره و دهل) نوازندگان این قطعات هستند.

همچنین میکس و مسترینگ مجموعه را «آرش محسن پور» بر عهده داشته و ضبط در «استدیو فرهنگ مازندران» با صدا برداری «عابد درخشانی» صورت گرفته است. «مهران هاشمی» نیز به عنوان طراح گرافیک با این اثر همکاری داشته است.

شایان ذکر است که آلبوم فولکلور «کوه سرککی» با صدای «سید مهدی حسنی تترستاقی» از سوی انتشارات «نسیم مهرآوا» منتشر شده و علاقمندان می توانند نسخه فیزیکی و اورجینال آن را از مراکز معتبر فروش در بازار موسیقی تهیه نمایند. برای شنیدن قطعات آلبوم بصورت آنلاین هم، می توان به سایت www.navaak.com مراجعه کرد.

منبع: سایت خبری و تحلیلی موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

منبع : موسیقی ایرانیان

اجرای سرود تیم ملی فوتبال در روسیه با خواندگی سالار عقیلی | ویدئو

17 ژوئن 2018
بدون نظر

اجرای قطعه یازده ستاره (سرود تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی فوتبال روسیه) به رهبری فریدون شهبازیان و خوانندگی سالار عقیلی در تالار فیلارمونی شهر سن پترزبورگ.

منبع : موسیقی ایرانیان

عثمان محمدپرست: خداوند به من عزت داده است

17 ژوئن 2018
بدون نظر

موسیقی ما – دست‌هایش را می‌برد بالا و می‌گوید: «من عثمانم. عثمان؛ زاده‌ی خواف». این را با افتخار می‌گوید؛ با غرور اما نه! هر زمان که می‌آید و از خودش حرف بزند، از دوتارش، از زندگی‌اش، یادش می‌افتد که باید از «خدا» بگوید. بگوید  دوتار را خدا به او یاد داده است. بگوید پدر و مادرش مخالف ساز زدنش بودند؛ اما خدا از آنها بالاتر بود. بگوید ساز می‌زند که خودش را، که مخاطبش را به یادِ خدا بیاندازد. می‌گوید اصلا موسیقی، صدای خداست. پیرمرد، از «خدا» که حرف می‌زند؛ آدم، دلش آن دلی را می‌خواهد که خدایش این همه مهربان است و بخشنده است و حواسش به همه چیزش هست. دوتارنوازِ شهیر؛ اما تنها وقتی می‌خواهد از موفقیت‌هایش، از سفرهایش، از شهرتش و مدرسه‌ سازی‌هایش حرف ببزند، یادِ خدا نمی‌افتد. حالا که درست یک سال و ده روز است که پاهایش حرکتی ندارند، هم می‌گوید: «راضی‌ام به رضای خدا» وه که خدای او چقدر بزرگ است.

«عثمان محمدپرست» حالا نامش بر تارکِ «دوتار» می‌درخشد. مثلِ حاج قربان، مثلِ یگانه و مثلِ آدم‌هایی که دیگر نیستند؛ آدم‌هایی که ساز که می‌زدند، می‌رفتند جایِ دیگر.  موسیقی را می‌خواستند برای اینکه یک «شاهی» از آن درنیاورند و تنها با آن سماع کنند و جهان را مَسخر. گفت‌وگو با «عثمان» یک فرصتِ ناب است برای یادآوری چیزهایی که حالا دیگر نیست؛ درست مثلِ آن صورتِ نورانی و چشم‌های درخشان که این روزها در کمتر آدمی می‌شود دید. در کنارِ گفت‌وگوی ویدیویی با «عثمان محمدپرست»، بخش‌هایی از گفته‌های او را هم می‌خوانیم برای اینکه یادمان بیفتد انگاار روزگاری در موسیقی این سرزمین، آدم‌هایی بودند که حالا شبیه‌شان، کسی نیست:

  • من عثمان هستم. عثمان نام پسر حضرت علی است. من زاده‌ی خوافم در کنار افغانستان. عثمانم، مسلمانم، کل مسلمان‌ها با هم برابرند. شیعه و سنی با هم برابرند. ما همه پیرو خدا و محمد هستیم؛ از هم دور نیستیم. ما همه مرید حضرت علی هستم. نوکر قرآن هستیم. من در را خدا تار می‌زنم. من ایرانی هستم و عاشقِ وطنم، دوست دارم مردم را راهنمایی کنم که تنها برای خدا کار کنند.

 

  • از  کودکی صدا و آواز خوش داشتم. هیچ‌کس به من موسیقی یاد نداده است. خداوند مغز من را پر از دوتار کرده است. آوازهایی را که از رادیو می‌خواندند در مغزم ضبط می‌شد. این صدای خوش را خدا به من داده و لطف پروردگار است که خالق دنیاست، هرچند ما قدر خدا را نمی‌دانیم. آن سال‌ها دوتار در محله ما بود نه به این قشنگی که من می‌زدم. پدر و مادرم، نفرینم می‌کردند چرا دو تار می‌زنی؟ می‌گفتند، این کار بد است. خدا اما از آنها بالاتر بود؛ گفتم من خلاف نمی‌کنم و بعد این دو تار را به جایی رساندم که ۹۲۰ مدرسه به مردم هدیه داد. دوتار به من احترام داد. در جایی ساز نزده‌ام که به این ساز بی‌‌احترامی باشد. عمل خلاف نکرده‌ام. هیچ‌وقت از هنرم پول درنیاورده‌ام، چون در راه خدا دوتار می‌زنم؛ اینها را خدا به من گفته است.

 

  • الان ۹۰ ساله‌ام. هشت – نه ساله بودم که دوتار را دستم گرفتم. البته من برای خودم تاریخ نگذاشته‌ام که چه زمانی دوتار زده‌ام. چه زمانی فلان کس به دیدن من آمده است. این برنامه‌ها را ندارم.

 

  • خداوند فرموده: «ادعونی،‌استجب لکم» من یک تقاضا از خدا کرده‌ام. خواسته‌ام تا ۱۲۵ سالگی زنده بمانم.

 

  • موسیقی هنری است که آدم را به خدا دعوت می‌کند. باید معنای این حرف من درک شود که موسیقی، هنری است که آدم را به خدا می‌رساند؛ همان‌طور که سعدی، حافظ و مولانا به زبان خداوند صحبت می‌کنند و شعر می‌خوانند: « ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی/  نروم جز به همان ره که توام راه نمایی.»

 

  • موسیقی آن‌قدر نزدِ خداوند عزیز است که یک پیغمبرش – حضرت داوود- آواز می‌خواند. پسرِ داوود، پیامبری چون «سلیمان» می‌شود که باد و باران و جن و انس در خدمتِ او بودند. چرا ما این ماجرا را درک نمی‌کنیم؟

 

  • موسیقی من در وصف خدا و حضرت محمد است. موسیقی که بد نیست. حالا در کنار موسیقی، اگر کسی کار خلافی می‌کند، خلافِ او ضدِ شرع است. اگر کسی در کنار موسیقی،‌ کاری حرام کاری کرد، آن کار حرام است نه موسیقی. نباید موسیقی را حرام کرد.

 

  •  من چه کاره هستم؟ یک رعیت هستم… پدر من دامدار بود. چه کسی گفته می‌توانم به ژاپن و مسکو بروم؟ همه‌اش به خاطر موسیقی است.

–           با شجریان کارهای زیادی کردم که در اینترنت هست و با خانمِ بینا.

  • من آدم عجیبی هستم. این موسیقی را محترم کردم. من با دیگر هنرمندان فرق دارم که قیافه می‌گیرند و پز می‌دهند؛ من هنوز با همان لباس محلی هستم. با همین لباس‌ها هم به ژاپن و خارج رفتم. درباره‌ی این موضوعات هم نه گفته‌ام؛ نه می‌گویم، نه افتخار می‌کنم. لذت من از خداست تنها. هر کس می‌خواهد به دیدن من بیاید، بیاید. هر وقت دوست دارد؛‌ سحرو نصف شب هم در خانه‌ام باز است. هر چه دارم می‌آورم؛ ظاهر و باطن‌ام یکی است. تشریف بیاورند قدم‌شان بالای چشم ما. هر امری که دارند در خدمتشان هستم.

 

  • اصل کار مردم هستند. مردم خیلی بزرگند. گاهی خود مردم قدرِ خودشان را نمی‌دانند، من اما می‌دانم. خودم را خدمت‌گزار این مردم می‌دانم. همین مردم باعث شدند تا من حالا ۹۲۰ مدرسه نوسازی کنم. مگر من کی هستم؟ هیچ‌کس. به خاطر دو تارم است که مردم به من اعتماد دارند و سبب این کار شدند. سبب شدند تا عده‌ای سواد دار شوند. این مردم قدرشناس هستند. می‌بینند که من کارهای خوبی می‌کنم و به من احترام می‌گذارند. پول مدرسه‌ها را هم همین مردم داده‌اند. صداقتی که در من و موسیقی‌ام بوده؛ اینها را به وجود آورده است. همه‌اش هم به خاطر علاقه و لطفی است که خدا به من داده است.

 

  • خداوند خودش گفته است من عزت‌ و لذت می‌دهم. خداوند به من عزت داده است. به من هنر داده است که غیر از هنر که تاج سر آفرینش است هیچ چیز پایدار نیست.

 

  • پاهایم بهتر نیست. دیگر خیلی درد ندارد؛ اما بعضی وقت‌ها هنوز درد می‌گیرند. حالا از پا افتاده‌ام. سر نادانی هم به این روز افتادم، پایم درد گرفت و بدون مشورت، آن را عمل کردند و من را نابود کردند، یک سال و ده روز است که نمی‌توانم راه بروم. نمی‌توانم راه بروم؛ اما به خاطر کسانی که من را دوست دارند هزاران کیلومتر را طی کردم تا به تهران بیایم به عشقِ همین مردم.

 

  • من از مردم بزرگ ایران توقع دارم. از هنرمندان و روشنفکران و موسیقی دانان توقع دارم که به هنرمندان کمک کنند تا آنها بالا بروند، مسولان مملکت هیچ ‌وقت ما را حمایت نکردند. باید به ما راهنمایی و کمک می‌کردند تا آدم بزرگی شویم. من از بزرگان‌مان توقع دارم؛ البته عمر من که تمام شد و می‌میرم؛ اما می‌خواهم به بزرگان بگویم اگر در کسی هنری دیدند او را حمایت کنند. او به درد این کشور می‌خورد. من گناهی کردم؟ کار خلافی کرده‌ام؟‌

 

  • غصه می‌خورم؛ مردم قدر ما را دانستند اما مسوولان نه! فقط آقای مرادخانی – معاون وزیر- به خواف آمد وبرای من مجلسی گرفت که تمام مردم آنجا جمع شدند. او به من کمک کرد. من که رفتم؛ اما اگر کسی مثل من را در ایران پیدا کردند از او حمایت کنند. اگر از من حمایت می‌کردند به جایگاهی بالاتر می‌رسیدم.

 

  • در این سال‌هایی که از خدا عمر گرفتم، دروغ نگفتم، خیانت نکردم، در حالی‌که هر کاری می‌توانستم بکنم. ۲۰ سال راننده‌ی اتوبوس بودم. ثابت روی پایم ایستادم و روی عقیده‌ام کار کردم. پیش کسی خودم را کوچک نکردم. به خاطر مال دنیا خودم را ضعیف نکردم. خدا به من همه چیز داده است. همه چیز. از این بیشتر چه می‌خواهم؟ ۹۰ ساله‌ام اما به این قشنگی صحبت می‌کنم.

 

  •  شش تار و ویولون هم یاد گرفتم. ویولون را دوست دارم و کم و زیاد بلدم، لااقل صدایش را در می‌آورم.

 

  • به عنوان یک ایرانی غم می‌خورم که تسلیم خارجی شویم. ما پول داریم؛ حرمت داریم؛ همه چیز داریم.

 

  • الان کمتر ساز می‌زنم؛ چون دو تار باید روی پایم باشد و پاهایم الان خراب شده است. آن‌جور که باید ساز را دستم نمی‌گیرد.

 

  • به دو- سه تا از بچه‌هایم، پسر برادرم و نوه‌ام ‌ی ساز یاد داده‌ام که قشنگ می‌زنند، مثل خودم. صدای سازشان را که می‌شنوم، کیف می‌کنم. لذت می‌برم؛ اما هیچ‌وقت پول نگرفتم تا دوتار را به کسی درس دهم.

 

  • من را خصوصی به ژاپن دعوت کردند تا ساز بزنم؛ کسی که من را دعوت کرد، مسافر اتوبوسم بود؛ آنجا گفت حالا که خانم‌ت فوت کرده، با خواهر من زدواج کن. گفتم ژاپنی نمی‌دانم؛ قبول نکردم؛‌حالا اما پشیمانم. (خنده)

 

منبع : موسیقی ایرانیان

نظر تماشاگران روسی درباره کنسرت ارکستر سمفونیک تهران

17 ژوئن 2018
بدون نظر

مینا آتشی: گفت‌وگو با تعدادی از تماشاگران روسی شرکت‌کننده در اجرای ارکستر سمفونیک تهران در شهر سن ‌پترزبورگ بار دیگر این مسئله را ثابت می‌کند که با موسیقی به‌راحتی می‌شود با دیگران ارتباط برقرار کرد، بدون اینکه لزوماً زبان یکدیگر را بلد باشیم.

اگر بخواهیم در یک جمله شهر سنت پترزبورگ را توصیف کنیم باید بگوییم که نیمی از تاریخ روسیه در این شهر روایت شده است. مردم این شهر همان‌طور که در تاریخ قدمت طولانی دارند در هنر و فرهنگ نیز این قدمت را حفظ کرده‌اند، به‌طوری که در کتاب‌خوانی رتبه دوم را دارند و در مبحث هنر نیز سابقه طولانی داشته و احترام زیادی برای تمام رشته‌های هنری قائل هستند.

موسیقی و بخصوص موسیقی کلاسیک یکی از هنرهاست که در سن ‌پترزبورگ طرفداران زیادی دارد. این اشتیاق از تعداد سالن‌های کنسرت این شهر که بیش از ۱۰۰ سالن است، کاملاً مشخص و قابل تأمل است.

سالن آکادمی فیلارمونی سنت پترزبورگ یکی از قدیمی‌ترین سالن‌های سن ‌پترزبورگ است که قدمت آن به بیش از ۲۰۰ سال می‌رسد. ارکستر سمفونیک تهران پنجشنبه پیش همزمان با آغاز جام جهانی فوتبال در روسیه در این سالن اجرای باشکوهی داشت و این اجرا میزبانان تعداد زیادی از تماشاگران روسی بود. با سه تن از مهمانان این کنسرت درباره شرکت در اجرا صحبت کردیم:

ماکسیم ۴۱ ساله است. و شغل دولتی دارد. او در کنار کار خود به شکل جدی موسیقی کلاسیک را دنبال می‌کند و از طرفداران پروپاقرص این رشته است. ماکسیم کاملاً اتفاقی به کنسرت ارکستر سمفونیک تهران آمد. او درباره حضورش در این اجرا به خبرنگار هنرآنلاین، این‌طور توضیح می‌دهد: من موسیقی کلاسیک را عاشقانه دوست دارم و همیشه به‌طور جدی آن را دنبال کرده‌ام. خودم دوست داشتم یکی از سازهای این ژانر را یاد بگیرم اما به خاطر مشغله فرصت آن را پیدا نکردم.

او ادامه می‌دهد: این شکل از موسیقی مخاطبان خاص خود را دارد که برای خودشان احترام زیادی قائل هستند و به خوراک گوش خود ارزش زیادی قائل هستند و در نتیجه موسیقی کلاسیک را انتخاب کرده‌اند و هیچ‌وقت از انتخابشان پشیمان نخواهند شد.

ماکسیم همچنین گفت: از محل کارم به خانه می‌رفتم که خیلی اتفاقی با پوستر کار روبه‌رو شدم. با شنیدن نام ایران هم متعجب شدم و هم برایم جذابیت پیدا کرد تا از نزدیک این کار را دنبال کنم، من هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم ایران موسیقی داشته و بانوان بتوانند ساز بنوازند.

این شهروند روسی اضافه می‌کند: این کنجکاوی من را به سالن کشانید و باعث شد از این به بعد به‌طور جدی موسیقی ایران را دنبال کنم، به نظرم جزو بهترین موسیقی‌هایی بود که تا به امروز شنیده‌ام. این موسیقی به من آرامش داد و خاطراتم را زنده کرد. خیلی دوست دارم به ایران سفر کنم و اگر روزی چنین شانسی پیدا کنم حتماً برای اجراهای این ارکستر بلیت تهیه خواهم کرد.

ماریا و صوفیا ۷۳ و ۷۵ ساله دو خواهر روس از دیگر حضار این اجرا بودند. صوفیا بازنشسته شده و خانه‌نشین است، اما می‌گوید: شاید در این سن و سال همه منتظر مرگ خود باشند و کمتر به خود بپردازند، اما من این‌طور نیستم و همیشه برای خوراک روحم نیز اهمیت قائل هستم، به همین خاطر موسیقی کلاسیک را پیگیری کردم و همیشه علایق اصلی من به‌حساب می‌آیند.

اوا ادامه می‌دهد: کم و بیش با موسیقی ایران از طریق دختر کوچکم آشنایی و تعریف ذهنی داشتم. دخترم برای این کنسرت برای من و خواهرم دو بلیت گرفت که ما با کمال میل پذیرفتیم.

او تأکید می‌کند: موسیقی ایرانی اصالت خاص خودش را دارد که قابل ستایش است. واقعاً امروز به آن چیزی که در آثار ایرانی به دنبال بودم دست یافته‌ام.

ماریا نیز درباره این کنسرت می‌گوید: اجرای ارکستر سمفونیک تهران باورنکردنی بود. نکته مهم این است ایرانی‌ها از این موسیقی حمایت و به آن توجه کنند تا بتواند رشد زیاد داشته باشد، در غیر این صورت امکان ادامه زندگی و حیات یک ارکستر وجود ندارد.

او با اشاره به این که در روسیه سالن‌های کنسرت توسط شهرداری و دولت اداره می‌شود، ادامه می‌دهد: اکثر سالن‌ها عمر زیادی از روی آن گذشته و قدیمی هستند، اما همچنان محبوب هستند. دولت مبلغی برای مرمت و از بین نبردن ظاهر ساختمان صرف می‌کند و دست به داخل آن نمی‌زند، به‌طور کلی دولت ترویج‌دهنده هنر در کشور است.

این زن خانه دارد همچنین می‌گوید: خیلی خوشحالم که از طریق دختر خواهرم برای این اجرا بلیت تهیه کردم و از این اتفاق کاملاً راضی هستم. موسیقی تنها زبانی است که نیاز به ترجمه ندارد و به‌راحتی می‌شود با استفاده از این هنر با یکدیگر ارتباط برقرار کرد، بدون اینکه زبان دیگری را بلد باشید.

ارکسترهای سمفونیک تهران  اجرای بعدی خود را روز یکشنبه ۲۷ خردادماه در مسکو روی صحنه خواهد برد. در این کنسرت‌ها که تعدادی از اعضای ارکستر ملی ایران نیز آن را همراهی می‌کنند، ضمن اجرای چند قطعه موسیقی کلاسیک، چند قطعه بی‌کلام و با کلام ایرانی از جمله سرود تیم ملی ایران در جام جهانی به آهنگسازی بابک زرین و خوانندگی سالار عقیلی نیز اجرا می‌شود.

منبع : موسیقی ایرانیان

قسمت دوم آلبوم «به یاد شیدا» به بازار می‌آید

17 ژوئن 2018
بدون نظر

بهزاد ندیمی سال‌هاست در حرفه دندانپزشکی مشغول فعالیت است و در کنار آن کار موسیقی نیز انجام می‌دهد.

فضای موسیقی آن‌قدر دارای جذابیت و المان‌های فراوان است که هر قشری را سریعاً به خود جذب می‌کند و گریزی برای آن وجود ندارد. قشر پزشک‌ها از این قاعده مستثنا نبوده و پزشکان قهاری هستند که به جرگه هنر و موسیقی ملحق شدند و در این ژانر توانسته‌اند شهرتی به دست بیاورند.

دکتر بهزاد ندیمی یکی از آن افرادی است که در سال‌هاست در حرفه دندانپزشکی مشغول فعالیت است و در کنار آن کار موسیقی را نیز با محوریت ساز سنتور انجام می‌دهد. او از شاگردهای پشنگ کامکار بوده و مدت کوتاهی است که نگارش کتاب ردیف میرزا عبدالله برای سنتور را به انجام رسانده است. زمانی که وارد مطب او می‌شوید ساز سنتور در گوشه‌ای از اتاق به‌شدت به چشم می‌آید. با او درباره دو شغل بودن و مصائب آن صحبت کرده‌ایم:

بهزاد ندیمی چگونه به موسیقی علاقه‌مند شد؟

من بلافاصله بعد از قبولی در دانشگاه، در مهر سال ۶۶ در کلاس‌های آزاد هنرستان موسیقی پسران ثبت نام کردم. قبل از آن هم علاقه بسیار زیادی به موسیقی داشتم، اما به دلیل در پیش بودن کنکور، خانواده موافق با رفتن من به کلاس‌های موسیقی نبودند. قرار بر این بود که بعد از قبولی در دانشگاه به سراغ فراگیری موسیقی بروم. برادرم پزشکی دانشگاه تهران قبول شده بود و پدر و مادرم فرهنگی بودند. به همین دلیل خانواده تمایل داشتند که من هم در رشته خوب و مناسبی قبول شوم. البته در آن دوران در رشته‌های ورزشی هم فعال بودم، اما از نظر خانواده‌ام هنر رشته آینده‌‌داری محسوب نمی‌شد و البته شرایط اجتماعی نیز در آن مقطع با امروز کاملاً تفاوت داشت.

در نهایت وارد موسیقی شدید؟

روزی که برای ثبت‌ نام به هنرستان موسیقی رفتم ظرفیت کلاس استاد پشنگ کامکار کامل شده بود و با لطف مسئول ثبت‌نام موفق به ثبت نام در کلاس ایشان شدم. چند سال را به فراگیری موسیقی و یادگیری ردیف‌های استاد صبا و میرزا عبدالله پرداختم و بعد از طی دوره سربازی، برای گذراندن طرح دندانپزشکی به پیرانشهر رفتم. سه سال بعد به تهران برگشتم و مطب شخصی‌ام را دایر کردم و دوباره با جدیت بیشتر تمرین‌هایم را ادامه دادم.

همان زمان‌ها مبحث انتشار کتاب را پیش گرفتید؟

در سال ۷۹ تدوین ردیف میرزا عبدالله برای سنتور را در محضر استاد عزیزم شروع کردم که این کتاب در سال ۸۳ با عنوان “ردیف میرزا عبدالله برای سنتور” به چاپ رسید. ردیف میرزا عبدالله قبلاً توسط ژان دورینگ برای تار نوشته شده بود ولی کاری که ما کردیم این بود که با حفظ اصالت ردیف این مجموعه را اختصاصاً برای ساز سنتور تدوین کردیم. با وجود سختی‌هایی که وجود داشت کار شروع شد و بعد از شروع کار، هفته‌ای یکی دو بار دست‌نوشته‌ها را خدمت استاد می‌بردم. او پس از بار‌ها تصحیح و رسیدن به فرم نهایی یکی از دوستان آن را به شکل کامپیوتری نت‌نویسی می‌کرد. بالاخره پس از چهار سال کار مداوم در سال ۸۳ این کار به انجام رسید و چاپ شد.

علت کشیده شدن شما به سمت موسیقی سنتی چه بود؟ با روحیات شما سازگاری داشت؟

کشش ذهنی و احساسی من به این سمت است. روز اول وقتی فرد جذب موسیقی می‌شود درست نمی‌داند چه چیزی را دوست دارد و چه چیزی را می‌خواهد. وقتی نوجوان و کم سن بودم در میدان بهارستان یک لوازم موسیقی فروشی بود که از آن صدای ساز، آن هم به‌صورت زنده، بیرون می‌آمد. ساعت‌ها پشت شیشه مغازه می‌ایستادم و به آن صدا‌ها گوش می‌کردم.‌‌ همان زمان از شنیدن صدای موسیقی لذت می‌بردم ولی نمی‌دانستم دنبال چه چیزی هستم. کم‌کم دوستانی در این ارتباط پیدا کردم ولی آن زمان اطلاعات چندانی درباره موسیقی نداشتم و فقط برایم جذاب بود و روحم را به سمت خودش می‌کشید و برایم عجیب بود که چطور این سیم‌ها در کنار هم‌چنین نواهایی را خلق می‌کنند. آن زمان در هنرستان موسیقی پسران کلاس‌های آزاد هنری برگزار می‌شد. به آن کلاس‌ها مراجعه کردم و به هر ترتیبی بود ثبت نام کردم و یواش‌یواش در فضای موسیقیایی قرار گرفتم. در این مدت چیزهای زیادی را امتحان کردم تا اینکه به این نتیجه رسیدم بهترین موسیقی برای من سنتی است و با نیاز روحی من همخوانی بیشتری دارد. البته در حال حاضر به همه موسیقی‌ها گوش می‌دهم اما در کل سنتی یا بهتر بگویم موسیقی اصیل ایرانی را بیشتر می‌پسندم.

آلبومی هم با نام “به یاد شیدا” منتشر کردید درباره آن توضیح می‌دهید؟

من این آلبوم را سال ۹۱ منتشر کردم. گاهی اتفاقی در انسان رخ می‌دهد که دوست دارد آن حس و حال را با دیگران تقسیم کند.‌‌ همان زمان بود که فکر کردم بهتر است کاری انجام دهم و سی ‌دی را منتشر کردم. دراین‌باره با دوستم آقای قنبری که نوازنده ماهر تنبک هستند صحبت کردم و ذهنیاتم را برای وی شرح دادم تا حس و به عبارتی با برقراری ارتباط میان گذشته و حال و کار کردن روی آن‌ها به یاد شیدا متولد شد. در حال حاضر هم در حال انجام قسمت دوم این آلبوم هستم و فقط ضبط آن مانده است. “دل شیدا” اسمی است که برای قسمت دوم انتخاب کرده‌ام و می‌خواهم در آن ۶۰ تصنیفی را که دوست دارم انتخاب کرده و بنوازم.

هدف شما از انتشار این اثر چه بود؟

هدف اصلی‌ام درک بهتر مفاهیم و ظرایف موسیقیایی با ایجاد چالشی جدید برای خودم و افزایش توانایی‌هایم پس از ارائه و نقد شدن کار بود و سعی کردم با نسل جوان ارتباط بهتر برقرار کنم.

منبع : موسیقی ایرانیان